جنگ عراق عليه ايران از نگاه مطبوعات جهان[245]
جنگ در خليج[ فارس]، گزارشهايي از بمباران تاسيسات نفتي، حمله به كشتيهاي بيطرف:" اينها كابوسهاي روزافزون براي جهان صنعتي از زماني است كه به ذخاير انرژي اين منطقه كم جمعيت، بيثبات و پرجنب و جوش از جهان وابسته شد."
اكنون با توجه به صدور حدود دو سوم نفت جهان از خليج[فارس] و عبور روزمره صدها نفتكش از تنگه هرمز در دهانه خليج[فارس]، به نظر ميرسد اين كابوس در حال تبديل شدن به واقعيت باشد.
تا آغاز امسال - و افزايش تنشها بين ايران و عراق - به نظر ميرسد خليج[فارس] آرام باشد. زماني كه بيمه لويدز لندن در تابستان 1979 هزينه اضافي براي سفرهاي دريايي در خليج فارس اعمال ميكرد، خصمانهترين اعتراضات از سوي عراق صورت گرفت كه ادعا ميكرد اين اقدام توهين به ناسيوناليسم عرب و بر اساس گزارشها و شايعات جنجال برانگيز صورت گرفته است.
در واقع از دوم دسامبر 1971 به بعد روزي كه بريتانيا سرانجام نيروهايش را از خليج[ فارس] بيرون كشيد، در اين منطقه يك خلاء قدرت وجود داشت، ايران با شاه بلند پرواز خود عملا نقش قدرت نظامي برتر را در اين منطقه به عهده گرفت. اين كه چگونه نيروهاي نظامي قدرتمند شاه در يك نبرد واقعي قدرت خود را ثابت ميكردند، هرگز مشخص نخواهد شد، اما در هر حال قدرت نظامي ايران بعد از پاييز 1978 فروپاشي و به همراه آن، سياست غرب در خصوص دادن امنيت منطقه به شاه از بين رفت.
آنچه كه غرب همواره از آن بيم داشته، تهديد امنيت ذخاير نفتي توسط يك يا چند توليد كننده نفت با قطع صادرات خود [ همانطور كه ايران بالاخره انجام داده است]، يا آسيب رساندن به كشتيها و يا مسدود كردن تنگه هرمز بوده است. دو عامل احتمالي، ذخاير نفتي را تهديد ميكند:" شورشهاي داخلي در كشورهاي داراي نفت و يا جنگ بين دويا چند كشور توليد كننده نفت، كه احتمالا قدرتهاي خارجي نيز درگير آن ميشوند."
كار چنداني در برابر حفاظت از تهديد از سوي كشورهاي توليد كننده نفت صورت نگرفته است. به دنبال قيام ايران، همكاريهاي بيشتري بين كشورهاي خاص عرب با هدف محدود كردن گسترش انقلاب انجام شده است. بسياري از كشورهاي عرب از جمله عربستان و عراق وعده حمايت از بحرين را از زماني كه اكثريت شيعه آن در تابستان گذشته در همدردي با انقلاب ايران دست به شورش زدند دادند. اما همه اين كشورها تحت تاثير اختلافات قبيلهاي قرار دارند و ساختار جوامع آنها در اثر ثروت ناگهاني [در همه كشورها به جز عراق] و مهاجرتهاي گسترده به هم ريخته است.
همچنين كار چنداني در برابر حفاظت از خطر درگيري بين دو كشور خليج[فارس] صورت نگرفته است. ابتكارات انجام شده با هدف رسيدن به پيمانهاي امنيتي منطقهاي مشترك به خاطر رقابت بين ايران، عراق و ساير كشورهاي عرب با ناكامي روبرو شده است.
مسئله مهم اين است كه آيا قدرتهاي خارجي بايد درگير شوند يا خير. در حاليكه كشورهاي عرب منطقه به جز عراق بر اين باورند كه به عنوان آخرين راه چاره، آمريكا براي نجات آنها خواهد آمد ولي همچنين معتقدند كه حضور نيروهاي آمريكايي در خاك آنها ميتواند به اختلافات داخلي كه خواهان اجتناب از آن هستند، سرعت بخشد، تنها كشور عمان به آمريكا اجازه داده تا از تأسيسات نظامي اين كشور - در شرايط خاص - استفاده كند.
بنابراين تنگه هرمز عليالاصول آسيبپذير است و تحت تاثير قايقهاي گشتي عمان، كشتيهاي جنگي روسي و حضور هر از گاه كشتيهاي آمريكايي ميباشد.
ميتوان اين طور استدلال كرد ضربات شديد عراق به ايران باعث تضعيف انقلاب ايران و جلوگيري از صدور آن به كشورهاي منطقه خواهد شد.
اما خطر طولاني شدن جنگ و اقدام عراق به تصرف دائمي چاههاي نفت ايران وجود دارد.
ادامه دارد...
منبع:ايسنا
